|
عشق واقعي، ايثار است. با دادن و نه ستاندن، با از دست دادن و نه به دست آوردن،
با رهاكردن و نه با تملك است كه عشق میورزيم.
زندگی حقيقی در عشق خدا و مهر به موجودات ريشه دارد، برخاك تواضع میرويد
و ميوهاش معرفت الهیست.
شعله عشق هرگز خاموش نمیشود . تمامی ظلمت دنيا هم قادر به خاموش كردن
آن نيستند.
    
«ما پای خود را جمع کرده ایم، تا دست خود را دراز نکنیم.!»
شگفتا! چه حرف بلندی!...
صائب تبریزی هم گفته است:
دست طمع چو پیش کسی می کنی دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش و ستگریزه نمی داند چه می تواند کرد؟
« قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر گوهری»
«ما پای خود را جمع کرده ایم، تا دست خود را دراز نکنیم.!»
شگفتا! چه حرف بلندی!...
صائب تبریزی هم گفته است:
دست طمع چو پیش کسی می کنی دراز
پل بسته ای که بگذری از آبروی خویش 
اما... کسی که آبرو برایش چندا « قدر زر، زرگر شناسد، قدر گوهر گوهرین قیمتی نیست، از دست دادنش هم برای او مهم نیست.
کسی که تفا وت و گوهر را
|